خرید بک لینک
صبح به یک مولودی خوب دعوت بودم رفتم و بعد از مدتها دوری از اینطور مراسم ها خوب بود و اگر بچه کوچکی داشتم حتمن با خودم میبردم تا با رسوم مردم این کشور و شهری که زندگی میکند اشنا شود . دو تا خواهرهام هم امدند و دو تا دخترهاشون رو هم اورده بودند دیداری تازه شد و خوش گذشت . صاحب خونه هم از اشناهامون بود و خوش امد گویی گرمی کرد . هفته قبل در مورد وسواس و انواع ان مطالعه کردم این هفته در مورد خودشیفتگی و انواع و اقسام اون و تا الان اطلاعات خوبی کسب کردم و این روند همچنان ادامه دارد . از مولودی که برگشتم غذای گربه های عزیز رو دادم و براشون خاک تمیز گذاشتم . ناها

برچسب: نویسنده: حسین اکبری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:58

امسال برای اولین بار روز تولدم نشستم و سنم رو محاسبه کردم - با خودم نیت کردم سال بعد همون موقع ببینم دستاوردهای من تو فلان سن چیا بوده است . خوب شد که فهمیدم اینکه سنم رو محاسبه نکنم و مدام از گفتنش طفره برم کمکی به اینکه زمان نگذره و من پیر تر نشم نمی کنه - خیلی وقت هست دچار دگر دیسی شدم در اصل هنوز هم مشغول این تغییزات بزرگ که ذره ذره تو وجودم شکل می گیره هستم و در شگفتم چطور و از کجا تبدیل به این ادمی که الان هستم میشم اینکه بهتر میشم یا بدتر بماند هر تغییر بزرگی مزیت ها و معایبی در پی خواهد داشت و من هم دیگه خیلی انرژی مصرف نمی کنم و خود یخود دچ

برچسب: دگردیسی,دگردیسی پروانه,دگردیسی قورباغه,دگردیسی در معماری,دگردیسی مشغولیت ها,دگردیسی پروانه ها,دگردیسی ناقص,دگردیسی حشرات,دگردیسی کامل,دگردیسی انسان, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:58

هر چقدر سعی میکنم تو گذشته زندگی نکنم و میگم که خوشحالم و وفقط امروز مهمه می بینم در عمل اینطور نیست . از افراد زیادی دلخورم بخاطر رفتارهای ناشایستی که با من داشتند و من بخاطر مبادی اداب بودنم یا دلایل دیگه مظابق خودشون رفتار نکردم و تو دلم مونده . الان با اینکه خیلی هاشون رو از زندگیم حذف کردم اما باز فکر ازارهاشون به سراغم میاد و لحظه م رو خراب می کنه . اصلا فکر میکنم تا الان روز خوش تو زندگی نداشتم بس که از بچگی غصه این و اون رو خوردم و خودم رو مستحق زندگی شاد ندونستم در اصل تو مشکلات و غم های زندگی مسخ شد ه بودم م و بلد نبودم چطور حقم رو از زندگی یگیر

برچسب: عرفان امروزی,عرفان و انسان امروز,عرفان در دنیای امروز, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 1:18

امروز صبح حال و های متفاوتی داشتم و چون ثبتش نکردم یادم نیست حس خوبی بود و احساس توانایی میکردم . هنوز کمی از اون احساس مانده . صبح رفتم کلینیک دندانپزشک حساب کردم یخورده تهش موند که چند روز دیگه بدم بعدش رفتم برای گربه ها غذا خربدم و دو وعده ای بهشون دادم به جبران دیروز که سهم شبشششون رو نداشتم که بدم . بعدشم رفتم خونه والدین . مامان و بابا بودن و یکی خواهرام با بچه شیرین زبونش بود و دو تا برادرهام . چای مامان رو خوردم و بابا هم میوه اورد خوردم و مامان بهم گفت بیشتر بهمون سر بزن - دختر می خواست بره شنا ماشین رو زود اوردم و قبل اینکه سریال ساعت دو شروع

برچسب: من توانا هستم, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 9:28

از اول گفته باشم وب لاگ من بد اموزی داره برای جوانها . دیگه پای خودتون - از صبح که بیدار شدم گیج بودم باید برم ازمایش چون احساس میکنم هیچی تو خونم به اندازه نیست از بس که از ازمایش خون متنفرم نمیرم و به تعویق می اندازم نه اینک از ازمایش بترسم اتفاقن تو این موارد شجاع هستم از الودگیش میترسم - بخاطر همین ازمایش هم که میدم میگم از اون رگی که معمولن خون میگیرن نگیرن از روی پشت دستم خون بگیرن که میگن دردش بیشتره - منم میگم طوری نیس به دلایلی نمی خوام از شاهرگ ارنج خون بگیرید . چاییمو برداشتم رفتم تو حیاط اخه کارای بابای بچه ها هم روی اعصابم بود نه اینکه فکر

برچسب: عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد,عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد یعنی چی؟,عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد,شعر عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد,معنی عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 2:12

فاز سکوت برداشتم . نشستم چند تا سریال پشت سر هم دیدم - بابای بچه ها خونه نبود و بچه ها هم غروب رفتند خونه یکی از خواهرهام که امروز سالگرد ازدواجش هست - در کل هم همه میدونن که من دید خوبی به ازدواج ندارم و همین خواهرم که امروز سالگرد ازدواجش هست روی تلگرام پیام داده بود : " عصری بیا خونه مون سالگرد لنگ و پاچه هست ". اصطلاحی که خودم بکار میبرم - بهر حال که حوصله م نشد و نرفتم . میگم که این روزها منزوی شدم و دلم نمی خواد بیرون برم یا توی جمع باشم . بابای بچه ها اومده - هر چی که پرسید جواب ندارم - دید اومدم پشت کامپیوتر - پرسید اگه تی وی نمی بینی بزنم یک کانا

برچسب: چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 1:15

عنوان بیتی از مولاناست که بهش خیلی ارادت دارم . امروز مثل همیشه خسته از خواب بیدار شدم . چای خوردم بعدش به گربه ها غذا دادم و ظرف های ابشون رو شستم و اب تمیز ریختم این چنر وقا غذای خشک بهشون ندادم بخاطر همین اب کم می خورند . امروز سه شنبه هست زباله های خشک جکع اوری شده تو طول هفته رو گذاشتم بیرون و شهرداری برد فکر نکنم دیگه این هفته جمع کنم کار پسندیده ای هست اما من حوصله م نمیشه . می خوام یک کم کارایی بکنم که خیلی با وجدان و روانم سازگار نباشه خیلی رعایت قوانین و انسانیت میکنم می خوام کمی تخطی کنم هر چیزی میانه رویش خوبه . البته اگر بتونم که اینقدر احم

برچسب: روز و شب در سماع رقصان شد, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 3:27

سلام عزیزای دلم . امیدوارم حالتون خوب باشه و روزگار بر وفق مرادتون باشه . می خواستم کمی از ودم بنویسم در اصل خودم رو برای شما تعریف کنم اما منصرف شدم . حالا بتدریج اشنا خواهیم شد . ددیشب تا ساعت سه تی وی می دیدم و کلافه بودم دیگر هیچ دارویی مصرف نمی کنم اما این حس کلافگی بخاطر ترک دارو نبود چون دارو رو کم کم ترک کردم و الان هم باورم نمیشم بدون زاناکس دارم زندگی می کنم . برنامه های خوبی دیدم و همونجا روی کاناپه خوابیدم کلن اینجا محل خوابم هست . صبح با سروصداهایی که پدر بچه ها تولید می کرد بیدار شدم ادم کم حرفیه اما سرو صدا تولید میکنه . اول که با صدای پا که از

برچسب: یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ دانلود,یک روز از زندگی من,یک روز از زندگی مت اندرسون,یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ,یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ,یک روز از زندگی ایرانیان,یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ الکساندر سولژنیتسین,یک روز از زندگی مریم,یک روز از زندگی,یک روز از زندگی کوین مک دونالد, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:39

از جایی که روزهای سختی رو پشت سر گذرانده ام و قوی تر از همیشه به زندگی برگشته ام برام جالب هست که میتونم کارهایی که مدیریتش از توانم خارج بود رو هندل کنم یکی از سخت ترین بیماری هایی که ادم می تونه بگیره بیماری های روحی و فکری هست اما الان برای من طوری شده که مدیریت احساس و فکرم رو خودم بدست دارم همه ترس های زندگی من تو فکرم شکل گرفته و بعدن تجسم بیرونی گرفته . سال نود و دو میون مرگ و زندگی دست و پا میزدم هر دقیقه ش می مردم وباز زنده میشدم کاملن مستاصل شده بودم و چون تو دنیای واقعی پشتیبانی نداشتم به افرادی تو شبکه های مجازی پناه اوردم که به جر یکیشون که ا

برچسب: نویسنده: حسین اکبری تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 3:04

به دلیلی که نمی خوام بیان کنم مسافرت نمیرم مدت زیادی هست که سفر نرفتم - حس و حال سفر و تجربه جاده و دیدن مکان هایی متفاوت از محل زندگیم برام خیلی خوشایند هست - جاده رو هر مدل که باشه دوست دارم زمینی - هوایی - هر کدوم حال و هوای خاص خودش رو داره - عاشق سفرهای خارجی هستم - ادم با تولدی دوباره بر می گرده به محل زندگی خودش - برای من سفر شفای تمام بیماری های روحی روانیه - سفر ذهن ادم رو باز میکنه و قلمرو تفکر ادمی رو گسترش میده - به اجبار الان که شرایط سفر مهیا نیست سفرهای مجازی میرم و همون احساس رو برای خودم بوجود میارم خیلی هم خوبه و یک نوع سازگاری من با

برچسب: 2016 calendar,24 hour fitness,2048,2016 movies,21 pilots,21 day fix,23 and me,21 savage,2015 movies,2016 olympics, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 5:19

وقتی از رختخوابم که کاناپه گوشه ی هاله پا شدم ساعت هشت بود - لباسهایی که مامانم داده بود بشورم تو ماشین بود از دیشب و لباسشویی کارش رو انجام داده بود بهش نرم کننده زدم وگذاشتم یکدور ابکشی کنه بعدشم روی بند انداختم . ظرفشویی رو باز کردم ظرفها به غایت تمیز بودن اما یک فنجون باعث شده بود همه شوینده استفاده نشه باز یه یه قرص گذاشتم توش و فضا رو باز کردمو گذاشتم بشوره . دو تا حوله رنگی قاطی لباسهای مامانم بود که جدا کرده بودم رنگ نده الان گذاشتم بشوره . یعنی تو خونه من یا ظرفشویی روشنه یا لباسشویی و وقتی خاموشه فکر میکنم کارام مونده و کسی نیست انجام بده

برچسب: 3,365,3d printer,3ds,3m,353 tv,365 mail,311,300,30 rock, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 5:19

کل روزم خراب شده - با سردرد بیدار شدم و تهوع - هنوز هم خوب نشده - مراقب خودم نیستم داروهام رو خودم کم می کنم زیاد می کنم - گاهی می خورم گاهی نمی خورم - مدتهاست دکتر نرفتم و الان برم و توضیح بدم که خودم دارو قطع کردم و کم و زیاد کردم لابد می گه تو که خودت دکتری چرا میای اینجا - قرص تیرویید که چند ماهه نخوردم - خدا عقل و همتی وافر بهم بده که بهش نیاز دارم - تو هر کاری برای به تعویق انداختنش پیشتازم - بدترین خصلتی که دارم همینه میدونم هر چی میکشم از همینه اما بازم اصرار دارم همینطور باشم - یک راهکارهایی خوندم که یک قسمتیش مفید بود و یک کمی تکونم داد - یک حالت ر

برچسب: 49ers,4chan,401k,411,49ers news,4th of july,4th amendment,4imprint,4k tv,4 wheel parts, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 5:19

مطلبی از سایت تبیان خوندم این قسمتش موثر واقع شد که الان تفسبر خودم رو از اون میگم وقتی کار معوقه دارید و روزهاست برای انجام دادنش امروز فردا میکنید - پنج دقیقه زمان از وقتتون رو الان بهش اختصاص بدید معجزه ای بوقوع خواهد پیوست و شور و شعف به زندگیتون بر خواهد گشت و احساس خوبی پیدا خواهید کرد - خودم تجربه کردم و تضمین می کنم برای شما هم مفید واقع خواهد شد - الان که مشغول نوشتن هستم بچه ها خونه مامانم رفتند و باباشون مشغول تماشای خندوانه هست منم حس انجام کاری رو ندارم بخاطر همین می خوام کارهای پنج دقیقه ای بکنم - پنج دقیقه به گربه های عزیزم سر زدم برا

برچسب: 538,50 cent,538 polls,5 below,5,53,5 guys,5 seconds of summer,5 km to miles,50 shades of grey, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 4:41

در راستای فنگ شویی زندگیم چند روزی هست که ادمهایی که با رفتارهاشون به من احساس بی ارزشی می دن یا ادمهایی که تحقیرم می کنند به هرنوع ادماهایی که حس خوبی در من ایجاد نمی کنند رو از زندگیم حذف کردم و این روند ادامه داره . اونهایی هم که نمیشه کامل حذف کرد شرایط طوری هست که باید دیدشون -ارتباطات رو به کمترین مقدار ممکن رسوندم - چرا یم عمر باید کسی رو تحمل کرد که حرفهاش رو برای خودش نگه داشته و هر وقت من می خوام حرف بزنم وانمود میکنه که بیزی هست و وقت نداره وقتی حذف بشه و اهمیتش تو زندگی من به صفر برسه دیگه نمی تونه احساس بی ارزشی به من بده - حتی پر کارترین اد

برچسب: 6pm,6,60 minutes,6abc,69,60 days in,6 flags,666,679 lyrics,6 years, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 4:41

دکترم گفته وقتشه داروهام رو کنار بزارم اما چون ممکنه بیماری برگرده یکی از داروها رو که خودم خودسرانه قطع کرده بودم شروع کنم اون عوارض کمتری داره و شاید لازمه تا همیشه بخورم - یک جوری روحیه م عوض شده - وبلاگ زدم بنویسم تا حال و هوام بهتر بشه حالا چند روزه کلن حرف زدن و نوشتن در مورد احساساتم حالم رو بدتر میکنه - علامت خوبی هست عایا یا نه نمی دونم . با مشاور که حرف زدم حال بدتری پیدا کردم دیروز خونه یک دوست از زمان تین اجیری بودم حرف زدن از زندگی و مشکلات و بیماری حالم رو بدتر کرد . یک گروه داریم تو تلگرام . دخترهای زمان دبیرستان یه گروه زدند - منم رو اوردن با

برچسب: 7zip,7 eleven,7,7 years,7 days to die,7 years lyrics,7 deadly sins,711 near me,714 area code,76ers, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 4:41

با یک ذهن شلوغ و بهم ریخته بیدار شدم - فکر کردم بنویسم تا افکارم رو نظم بدهم - من تو خونه حرف زدن رو برای خودم تابو می دونم - پسر استانه شنوایی حساسی دازه و ممکنه صدای من روی اعصابش بره یا اینکه کسی حوصله حرفهای من رو نداشته باشه تمرین کردم تو خونه حرف نزنم - اینطوری انرژی ذهنی و جسمی کمتری مصرف می کنم - حال بهتری پیدا می کنم - به تجربه یاد گرفتم کم حرفی نیکوست - گر چه سالیان دراز منتظر موندم تا افراد بخصوصی حرف بزنند و نزدند و نمی زنند و دیگه اهمتیشون رو از دست دادند - اینو گفتم تا تبصره بزنم گاهی وقتها هم حرف زدن نیکوست - ما شنیدیم برای هیچ کاری تا زمانی

برچسب: نویسنده: حسین اکبری تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 4:41

امروز که از خواب بیدار شدم برنامه های طولانی برای خودم ننوشتم - فقط هدفگذاری امروزم این هست که روز خوب و شادی داشته باشم - زندگیم روبه مقدار زیادی ساده کردم - ارزوها و اهداف خاصی دنبال نمی کنم اما مهمترین هدفی که برای خودم تعیین کردم شاد بودن و شاد زندگی کردن هست در این راستا هر کاری که لازم هست انجام می دم - تو فرهنگی که من زندگی می کنم تشویق شدم که مرتب غصه داشته باشم نخندم بیشتر به فکر این و اون باشم تا خودم - البته فرهنگ اکثریت زن ها ی جامعه ما اینطور هست که مدام برای دیگران غصه بخورن گر چه الان دریافتم که این غصه خوردن ها هیچ دردی را علاج نمی کند و

برچسب: من امروز خیلی خوشحالم,من امروز کجامو,من امروز متولد شدم,من امروز عمو شدم,من امروز,من امروز به دنیا اومدم,من امروز ایستاده ام,من امروز خودمم از شانو,من امروز خوشحالم,من امروز شادم, نویسنده: حسین اکبری تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 4:41

صفحه بندی